|
به هر حال روزها مياد و مي ره ، شايد اون چيزي كه به اونا ارزش مي ده برنامه و كاريه كه آدما توشون انجام مي دن . وگرنه همه روزها يه جورن . اينكه چرا بعضي روزها براي ما ارزش پيدا مي كنن و بعضي از روزها رو دوست نداريم بستگي داره به اون كارهايي كه انجام داديم يا قصد داريم انجام بديم . چرا نمي تونيم همه روزهامون رو خوب كنيم ؟ ما كه دوست نداريم يه روزمون رو به بدي و ضرر پشت سر بذاريم . پس اون چه مانعي هست كه نمي ذاره به هدفمون ( يه روز زيبا و مفيد ) دست پيدا كنيم ؟ نمي دونم چقدر در اين مورد فكر كرديد يا تا چه اندازه يي به جوابش دست پيدا كردين . در اين كه آدم بايد براي هر روزش برنامه مشخصي داشته باشه شكي نيست ، در اين كه آدم براي پياده كردن برنامه از قبل طراحي شده اش بايد تلاش كنه هم شكي نيست ، در اين كه همه كارها به راحتي و آسوني انجام شدني نيست هم شبهه اي وجود نداره ، پس اون چه چيزيه كه مانع مي شه ؟ به نظر من تا حدودي موانع غير قابل پيش بيني و از اون مهمتر عدم اعتماد به خودمون براي نتيجه گرفتن . آره آدم اگه به خودش اطمينان داشته باشه تمام موانع رو از پيش پاش بر مي داره . اگه خودش رو بزرگتر از موانع بدونه از اون ها نمي ترسه ، اگه هم از چيزي نترسه اونقدر تلاش مي كنه تا به نتيجه برسه . پس پيش به سوي جاده اميد . پيش به سوي مسير اطمينان . پرواز به سوي آسمان هاي موفقيت . حركت و تلاش ، بدون ترس و خستگي .
با تشکر از دوستان عزیز « گلی خانوم » و « نیکو خانوم » که این پستم نتیجه فکر کردن به کامنت های این عزیزان بود که برای پست قبلیم گذاشته بودن.
|

