تبليغاتX
به دنبال قطعه گمشده

می گن نبودنت عادت می شه

پس چرا هنوز بهش عادت نکردم ؟

می گن یادت از یادم می ره

پس چرا هنوز نگات از جلوی چشام کنار نمی ره ؟

می گن خاطراتت فراموش می شه

پس چرا هر جا پا می ذارم تو قبل از من اونجایی ؟

می گن تکرارت نکنم

می گن بهت فکر نکنم

می گن کنارم گذاشتی ... می گن کنارت بذارم ...

می گن به یادم نیستی ... می گن به یادت نباشم ...

دروغ می گن

اونی که راست می گه دل منه

که هنوزم که هنوزه

یه ذره از تو خالی نشده

...

کاش می تونستم مثل تو باشم

بگذارم و بگذرم ...

 

 

 | 

زورکی نخند عزیزم میدونم اومدی بازی                             نمی خوام این آخرین بازی زندگیم ببازی

خودت و راحت کن و فکر کن که جبران گذشته س            از منم می گذره اما به دلت چاله نسازی

اومدی بشکنی بشکن ، از من ساده چی مونده ؟                 قبل تو هر کی بوده تمومه تار و پود سوزونده

تو هم از یکی دیگه سوختی ، می خوای تلافی باشم           بیا این تو و دله من ، باقی احساسی که مونده

دله من اونقده پاره س موندنش مرگه دوباره س                 آسمونه سینه من خیلی وقته بی ستاره س

همینی که باقی مونده واسه دلخوشی تو بشکن                    تیکه تیکه هامو بردن آخرینشم تو بکن

نمی خوام بگذره عمری خسته شی واسه فریبم                   یقت رو نمی گیره هیچ کس آخه من اینجا غریبم

بزن و برو عزیزم مثه هر کس که زد و برد                      طفلی این دل که همیشه به گناهه دیگرون مرد

نفرتت را از غریبه سر یک غریب خراب کن                   خنده ی کوتاهه من را بیا گریه کن عزا کن

مهمم نیس که چه جرمی یا گناهی این سزاشه                     باقیه دلم یه مشت خاک ، همینم می خوام نباشه

عقده های یک شکست را خالی کن سر دله من                  دیگه متروک مونده و سرد خاک پیر ساحله من

از نگاهات خوب می فهمم که تو فکرت یه فریبه               بازی بسه پاشو بشکن من غریب و تو غریبه

 

 

 

 | 
قاصدک نقش بر قاب در کنارش پهنه دریا

یک وزش یک باد قاصدک قصد یک پرواز

فردا

پهنه دریا تنها

قاصدک پر غم اما آزاد آزاد

 

 | 
کسی صدایم زد .چشمانم را که باز کردم دنیا تنگتر از همیشه بود. خشکه های اشک مانع باز شدن پلکهایم بود. با خودم گفتم بهتر هر چی امروز کمتر ببینم کمتر اذیت می شم . اولین فکری که به ذهنم اومد این بود که چی بپوشم ؟ با خودم گفتم برای مراسم تدفین باید سیاه بپوشم اما سریع پشیمون شدم. مرگ احساس باید با بقیه مرگ ها فرق داشته باشه پس لباس سفید پوشیدم . ساعت حدود ۸ بود . وای بر من . مردم دم در خونه منتظر بودن و من داشتم لفت می دادم . دویدم سمت پنجره تا از مردم عذر خواهی کنم و بگم دارم میام. با دیدن کوچه خالی با تلخی به سادگیه خودم خندیدم . این روزها مردم فقط برای جشن های عروسی که در کارت ذکر کرده باشن به صرف شام ٬ وقت دارن . کسی برای تدفین یه احساس وقتی نداره . به خودم گفتم پاره ای از جان من مرده اما راستی گورستان احساس کجاست؟ از کی باید نشانه بگیرم؟ کجا باید برم؟ 

 گوشه ای در سینه ام خاکش میکنم .همین سینه پر اندوهم. کسی هم به زحمت نمی افته بیاد تا گورستان.من هم راه را گم نمی کنم . چطوره؟

 

 | 
چه آسمونیه ... ماه کامل کامله ...

مهتاب همه جا هست حتی تو اطاق من ... مرسی مهتاب عزیز که به یادم هستی ... نور مهتاب و صدای داریوش و خوش بودن با خیال ... دلم نمیاد چراغ را روشن کنم ... دوست دارم همین جوری مزه ش بمونه ... جالبه که امشب فهمیدم خیال آدما هم می تونه کهنه شه ... می رم تو پستو های مغزم ... شروع می کنم به گشتن ... یهو چشمم می خوره به یه چیز خاک گرفته ... فوتش می کنم و شروع می کنم به باز کردنش ... یه نگاه ٬ یه صحبت اندازه همون نگاه ٬ یه جدایی اندازه ی بقیه ی عمر ... میگذرم ازش ... فقط مهم این بود که گرد گیری بشه ...

 | 
چند روز گم شده بودم ... هم اکنون در آستانه نا پیدایی ٬ با بیرنگی فریاد می زنم ... فریادی نه برای درخواست ... فریادی نه از روی خشم ... فریادی نه برای فرار  ٬ نه برای پذیرش ... فریادی برای فریاد ... فریادی برای شکستن ... فریادی برای کشتن ... فریادی برای فراموش کردن ... شکستن و کشتن و فراموش کردن سکوت ...

اما صدام گرفته ... وقتی با تمام انرژیم حرف می زنم ٬ تنها نجوایی شنیده می شود ...

امروز هم بدون فریاد گذشت ٬ با بهانه ای ... صدام گرفته ... شاید دوست داره مثه دلم بشه ... صدام گرفته ... می شنوی ؟؟ این بار صدام ...

 

 | 
نمی دونم گرفتار هستم یا دچار ...

بگذریم

نمی دونم اسیر هستم یا زندونی ... بگذریم

نمی دونم خودم هستم یا خیال ... بگذریم

نمی دونم فراموش کردنیه یا به خاطر موندنی ... بگذریم

نمی دونم تنها موندنه یا تنها بودن ... بگذریم

نمی دونم سکوته یا ساکت بودن ... بگذریم

نمی دونم دوست دارم یا دوست داشته شدم... بگذ......

راهی برای گذر نیست ..... باید موند و تماشا کرد ...

باید موند و ادامه داد .... باید موند و ...

فقط باید موند .... شاید پوسیدنی در راهه ..........

بیا این بار هم بگذریم ...

 

 | 
از عشق امروزمان

برای فردا چیزی کنار بگذار

یک مشت ٬ اندازه یک بوسه

و در بقچه موهایت بپیچ

...

و برای روزهای تیره تر

برای روزهایی که همه عشق را فراموش می کنند

تو اندکی از عشق را نگه دار

یک مشت ٬ اندازه یک بوسه

 

 | 
در مهمانی من و دل ٬ دیشب ٬

همه چیز بود مهیا :

خستگی

دلتنگی

گریه و گیتار و پریشانی جان

خواب...

و فقط یک چیز نبود :

شانه هایت ...

 | 
سرد سرد بود ... یواش یواش جمع شد ... ذره ذره از گوشه کنار ذراتش رو جمع کرد ... حالا آماده بود برای سقوط ... خودش رو پرت کرد ... روی گونه ای خیس غلتید ... افتاد به زمین ... دیگه وجود نداشت ... تمام وجودش در سقوط بود ...

 

 | 
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Desert Template

template id : TBF_006 template name : Desert

the-missing-piece

مسعود

http://the-missing-piece.blogfa.com

به دنبال قطعه گمشده

برای تو می نویسم
تا که بخوانی یا نخوانی
از تو می نویسم
تا به کلمات بدهکار نباشم
به هوای تو می نویسم
تا آسمان همیشه ببارد
و ببارد...
( دلتنگی های شبانه ) Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free rtl Blog Templates Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt